هفت اشتباه مخرب مدیریتی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    رهبری به این معنی نیست که به گروه تحت رهبری تان بگویید: «بروید و این کار را انجام بدهید.» وقتی صحبت از مدیریت و رهبری یک گروه به میان می آید، معمولا به فکر سلسله مراتب می افتیم و افرادی که در راس قرار دارند را رهبر و آنهایی که در طبقات پایین تر قرار می گیرند را پیرو می نامیم.

    به گزارش صبحانه، به نقل از تک شات، مشکل چنین نگرشی این است که، با عرض معذرت، حتی اگر در این نردبان شما در راس هم قرار داشته باشید لزوماً "رهبر" نیستید. البته افراد بسیاری در سازمان ها و شرکت ها چنین عنوانی را یدک می کشند و خیلی هم به خود مغرورند، ولی خبر ندارند که عدم آشنایی آنها با اصول مدیریت می تواند اشتباهاتی وحشتناک و مخرب را به همراه داشته باشد.


    در ادامه قصد داریم به مواردی اشاره کنیم که می توانند موفقیت شما را به عنوان یک مدیر به راحتی خدشه دار و زحمات شما را نقش بر آب کند.


    1. از دیگران انتظار دارید از قوانینی تبعیت کنند که خودتان به آنها اهمیتی نمی دهید.

    این رایج ترین اشتباهی است که مدیران مرتکب می شوند. شما به عنوان رهبر نمی توانید و نباید از اعضا تیم تحت نظر خود بخواهید از قوانینی پیروی کنند و فرایندهایی را دنبال کنند که خودتان قادر به تبعیت از آنها نیستید. اگر شما راس ساعت در محل کار حاضر نمی شوید، نمی توانید از سایرین هم چنین انتظاری داشته باشید. اگر در کار خود خیلی منظم و دارای ضابطه نیستید، انتظار نداشته باشید زیردستی های شما عملکرد بهتری داشته باشند.

    شاید باور نکنید که رفتارها و عادات شما به عنوان یک مدیر تا چه حد می تواند در کارمندان شما تاثیرگذار باشد. هر حرکت و اقدام شما باید با یک هدف مشخص انجام شود تا افرادی که تحت رهبری شما حرکت می کنند الگویی مناسب در اختیار داشته باشند.


    2. به حرف خود عمل نمی کنید.

    راحت ترین راه برای از دست دادن اعتبار این است که به عنوان یک مدیر از انجام کاری حرف بزنید و آن را انجام ندهید! این کار اولاً همانطور که در مورد نخست گفتیم الگویی نامناسب برای کارمندان شکل می دهد و آنها هم به سادگی می گویند: "اگر خودش وظایفش را انجام نمیدهد من هم انجام نمی دهم." به عنوان یک مدیر باید وقتی از انجام کاری حرف می زنید آن را انجام بدهید. اگر هم امکان ندارد باید راجع به آن و علت کنسل شدن موضوع با دیگران صحبت کنید.

    اگر هم در حال حاضر مدیر نیستید و برای ارتقاء شغلی نقشه کشیده اید، لازم است که این مورد را به خاطر بسپارید. اگر حرفی می زنید، حتما به آن عمل کنید. به این ترتیب حس اعتمادی در سایرین ایجاد می کنید که به راحتی مسئولیت های بیشتر و خطیرتر را به شما می سپارند.


    3. به اشتباهات خود اعتراف نمی کنید.

    بعضی از مدیران باور دارند که اعتراف به اشتباه نشان از ضعف آنها دارد. اشتباه می کنند! در واقع ارتکاب خطا یا اشتباه به مراتب از عدم اعتراف به آن قابل قبول تر است و تبعات کمتری به همراه دارد. با اعتراف به اشتباه شما به اعضا تیم خود می آموزید که چه انتظاری از ایشان دارید: مسئولیت پذیری.


    4. وعده هایی می دهید که نمی توانید اجرا کنید.

    این یک فاجعه است. هیچ عادتی بدتر از این نیست که قولی بدهید که انجام آن برای شما مقدور نباشد. این کار شما باعث دلسردی افراد می شود. و دفعات بعد که شما قول انجام کاری را به یکی از کارمندان خود می دهید، شما را باور نمی کنند و حتی از دست شما برای وعده وعیدهای توخالی عصبانی هم می شوند.


    5. می خواهید بدرخشید.

    اگر به عنوان یک رهبر وظیفه شما ایجاد اشتیاق، راهبری، مسیردهی، آموزش، ایجاد انگیزه و در نهایت کمک به افراد برای دستیابی به موفقیت باشد، اهمیتی ندارد که کانون توجه باشید یا خیر.

    بزرگترین رهبران، به گفته استیو جابز، آنهایی هستند که مانند رهبر ارکستر عمل می کنند. بهترین رهبران می دانند چه زمانی باید صحنه را خالی کنند و به دیگران فرصت درخشش دهند. آنها به خوبی آگاه هستند که چه زمان و چگونه باید دیگران را به سوی موفقیت هدایت کنند که در نهایت به موفقیت کل گروه  بیانجامد.

    اما اگر بخواهید که کانون توجه باشید و فقط خودتان بدرخشید، به تدریج استعدادهای اطراف خود را نابود خواهید کرد.


    6. انتقاد می کنید ولی انتقادپذیر نیستید.

    انتقاد سازنده روشی است که اعضای یک تیم برای به پیش راندن و پیشرفت یکدیگر از آن استفاده می کنند. انتقاد تند و غیرمنطقی حس امنیت را از بین می برد و ترس و عدم تمایل به ریسک پذیری را جایگزین آن می کند.


    7. باور دارید که روش شما تنها روش درست انجام کار است.

    در نهایت، به موضوع همیشگی "روش درست کدام است" می رسیم. واقعیت این است که خیلی کم پیش می آید که کاری فقط از یک طریق قابل انجام باشد. بخش اعظمی از زندگی ما بستگی به برداشت ها و ترجیحات شخصی دارد که البته وظایف شغلی را هم شامل می شود. آنچه به نظر یک نفر "منظم و مرتب" می آید، ممکن است به نظر شخصی دیگر "به هم ریخته و شلخته" بیاید.

    اگر رهبر و مدیری هستید که قصد دارید گروهی کارآمد بسازید، بهتر است باور کنید که روش شما لزوماً "روش صحیح" نیست. روش شما ممکن است یکی از روش های صحیح باشد، ولی "تنها" روش صحیح نیست.

    اگر این واقعیت را نپذیرید، تیمی را پرورش می دهید که به جای تلاش برای یافتن بهترین روش ها، به دنبال روشی می گردند که شما را راضی کند و با معیارهای شما از روش "صحیح" مطابقت داشته باشد.

  • مطالب مرتبط
  • اثرات مخرب پست‌های الکترونیکی را خنثی کنید
  • اثرات مخرب «پوکمون گو» بر روی مغز
  • نویسنده : کاوه محمدزادگان بازدید : 9 تاريخ : سه شنبه 9 شهريور 1395 ساعت: 7:05
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :